تبلیغات
فاطمیون... - مطالب مرداد 1393
فاطمیون...
با افتخار میگویم:من "چادری"ام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 مرداد 1393 توسط نرگس
خطاب به خانوم یا اقای نقطه چین که میگفتن:
شا غصه ساپورت وحجاب خانوما رو نخورغصه گرونی رو بخور!!!!!!:
شما میگی همه چی گرون شده!
نخیر!
اتفاقا به جز خوراکی ها همه چیز ارزون شده...!
ناموس مردم ارزون شده
غیرت مردا ارزون شده...
حجاب خانوما ارزون شده...
عشق به خانواده ارزون شده...
انتظار برای آقا ارزون شده...
عشق به ائمه ارزون شده...
اینا مهم نیست؟؟؟؟؟؟؟
مهم گرونی لباس وخوراکتونه؟
یعنی دغدغه شما فقط اینه؟؟؟؟؟
ولی من اینا دغدغه م نیست..
دغدغه من جوونای کشورمه...
دغدعه من غیرت از دست رفته جوونامونه...
دغدغه من خانومایی ان که خودشونو هراج 

نگاه های هوس آلود میکنن...

دغدغه من اینه که هر روز دل آقا امام زمانمون از دست ما خون میشه...
دغدغه من جووناییه که با یه پسر یا دختر دوست میشن
اسمشو میذارن عشق...!
اسم هوس هاشونو عشق میذارن...
دغدغه من چادریه که یادگار مادرم فاطمس اما مورد تمسخر دیگرانه...
بازم بگم...؟
یعنی از این همه درد ومشکل مشکل شما فقط گرونیه؟؟؟؟
متاسفم واقعا...


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 مرداد 1393 توسط نرگس

عشق نوشت 

گـشـتـم بـــر در دیــوارحـریمـت

جایی ننوشتند گنهکار نیاید

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی موسی الرضا (ع)


اونایی که میخوان دلشون بره مشهد برن به این وب(خصوصا کسایی که خیلی دلتنگ آقان)


http://hashtominaftab93.blogfa.com/


http://uc.niksalehi.com/images/du7q9w3x3k0gdzmleuyf.jpg



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 مرداد 1393 توسط نرگس
از سالها پیش سن آیت الله جنتی بعنوان
 یک جک سیاسی از سوی رسانه های خارجی مطرح شد

 و هر از چند گاهی در شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و

 رسانه های دیگر، سن ایشان به سخره گرفته شده

 و درباره اش جک ساخته می شود. 
شاید اگر از کسانی که این جک ها را می سازند یا از هموطنانی

 که با خواندن این جک ها روده بر می شوند، بپرسی راستی

 آقای جنتی چند سال سن دارد، واقعا نمی دانند. 

چون فقط این مسئله را طوطی وار کش داده و به اینجا رسانده اند. 
اکنون به شکل دیگری مسئله را روشن میکنم. 
*آیت الله العظمی صافی گلپایگانی: 97 سال 
*آیت الله العظمی بهجت (ره): 94 سال 
*آیت الله العظمی وحید خراسانی: 92 سال 
*ملک عبدالله (پادشاه عربستان): 90 سال (صرفا جهت اطلاع) 
*آیت الله العظمی مکارم شیرازی: 89 سال 
*آیت الله العظمی شبیری زنجانی: 86 سال 
*آیت الله العظمی سیستانی: 83 سال 
و* آیت الله جنتی: 87 سال 
فکر می کنم خودتان منظورم را گرفتید.

 ولی برای اینکه شبهه ای بوجود نیاید و مطلب

 را کامل رسانده باشم، می گویم و در واقع می پرسم که چرا با وجود

 مراجع بزرگوار و علمای عظیم الشأنی که برخی
 حتی 10 سال از آیت الله جنتی بیشتر عمر کرده اند

- و انشاالله بیشتر هم عمر کنند- این همه هجمه
 تبلیغاتی علیه "ایشان" وجود دارد؟؟؟؟ 
به نظر من یکی از دلایلش ترس و وحشت بسیار زیاد

 رسانه های خارجی و سران کشورهای خارجی از آیت الله جنتی است. 

و دلیل دیگر پاسخ نداشتن در مقابل مواضع و اقدامات سیاسی این آیت الله بزرگوار. 
دلایل بعدی هم با شما، 
همه اینها دست به دست هم داده اند که چهره
 ایشان به بد ترین شکل تخریب شود، 
در حالی که گفتم خیلی ها هنوز نمی دانند ایشان 
چند سال سن دارند و یا حتی فقط یکبار هم پای صحبت ایشان ننشسته اند

پس سعی کنیم قبل از صحبت درباره مطلبی و یا

 خندیدن پس از شنیده ای، کمی در مورد آن بیندیشیم. 

بصیرت یعنی همین..


http://www.up-cnc88.ir/uploads/1407783362741.jpg


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 مرداد 1393 توسط نرگس

امام خامنه ای(مدظله): هدف دشمن اینست که مردم احساس کنند راه حل مشکلات 

، سازش با غرب است و از درون ، نظام را برای سازش تحت فشار

 قرار دهند همه باید هوشیار باشند
فتنه جدیدی در راه است.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 مرداد 1393 توسط نرگس
نمیدونم از کجا شروع کنم.از کجا شروع کنم به گفتن حرفام ودرددل هام.
درد دل من که فقط نیست...
درددل هزاران نفره...
حتما همتون از اوضاع این روزهای غزه وعراق باخبرید.
در غزه به ناحق هزاران زن وکودک کشته میشن...
هزاران بچه یتیم میشن...
از کودک20 روزه تاپیرمردهای70-80ساله شهید دادن...
بالای60ساله که این مردم دارن این طور عذاب میکشن...
چرا؟چرا؟
به چه حقی آخه؟گناهشون چیه؟مدعیان حقوق بشر کجان؟
چرا در مقابل این جنایت ها سکوت میکنن؟
همین دیروز توی یک منطقه عشایر نشین در عراق700غیر نظامی
تیرباران شدند...
طی1روز1700نفر در یک شهر به خاک وخون کشیده شدن...
گروهک داعش به خونه های مردم حمله میکنن...
مردا رو سر میبرن وزنا ودخترا رو مورد تجاوز قرار میدن...
تازگی ها هم بازار برده فروشی راه انداختن وزنا ودخترا رو میفروشن...
در وحشیانه ترین اقدامشون هم با کندن چاله های عمیق
وبزرگ زنا ودخترا رو چندنفر کنار هم زنده به گور میکنن...
چرا؟به چه حقی؟
آخه گناه این مردم چیه؟چرا نمیتونن از خودشون دفاع کنن؟
چرا اینقدر تنهان؟
چندوقت پیش دولت آمریکا به آواره شدن مسیحیان در عراق واکنش نشون داد
واعتراض کرد...!
پس مردم عراق چی؟
مردم غزه چی؟
روزی هزاران نفرشونو میکشن چرا سکوت کردین؟
شما که مدعیان حقوق بشرید؟!پس چرا سکوت کردین وچشماتون
 رو روی همه چی بستین؟
جدیدا هم آشکار شد که طراح اصلی گروهک تروریستی داعش"انگلیس"بوده!
برای بدبین کردن مردم نسبت به اسلام هرکاری میکنن!
میخوان به جهان ثابت کنن که اسلام اینه که همدیگه رو میکشن 
وقلب هم نوعشونو به دندان میکشن!
سرتونو دردنیارم.فقط دلم میخواست حرفامو تایپ کنم...
حرفای خیلیارو...
بچه ها یه حسی بهم میگه ظهور نزدیکه...
خیلی نزدیک!
مگه یکی از علائم آخرالزمان شبیه شدن پسر به دختر ودختر به پسر نبود؟؟؟؟
مگه یکی از علائمش خروج گروه سفیانی نبود؟
مگه نمیگفتن گروه سفیانی در شام(سوریه)تشکیل میشه و به عراق حمله میکنن
وایران رو هم تهدید میکنن وحتی تهدید میکنن که خانه یکعبه رو تخریب میکنن؟
فکر نمیکنید این گروه داعش همون سفیانی باشه؟
اگه این طور باشه که باید بگم منتظران آقا خودشونو آماده کنن آقا داره میاد...
انتظاراشون به سر میرسه...
یه خواهش از همه تون دارم...
شب جمعه31مرداد همگی دعای"الهی عظم البلاء"
رو برای ظهور اقا بخونیم...
کسایی که میخونن اسمشونو توی این پست ثبت کنن...
بیاید شب جمعه عاشقانه برای ظهور آقامون دعا کنیم...

الهم عجل الولیک الفرج

التماس دعا


 






نوشته شده در تاریخ شنبه 25 مرداد 1393 توسط نرگس
چه قدر قشنگ خوابیدی...





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مرداد 1393 توسط نرگس
درد دل و اعتراف یک جوان ایرانی (تکان دهنده):
.
.

یه خونه مجردی با رفیقامون درست کرده بودیم، اونجا شده بود خونه گناه و معصیت...دیگه توضیحش باخودتون....
شب عاشورا بودهرچی زنگ زدم به رفیقام، هیچکدوم در دسترس نبودند
نه نماز، نه هیئت، نه پیراهن مشکی هیچی...

میگفتم اینارو همش آخوندا درآوردند، دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه
 ماشینو برداشتم برم یه سرکی، چی بهش میگن؟ گشتی بزنم
تو راه که میرفتم یه خانمی را دیدم، خانم چادری وسنگینی بود کنارخیابون منتظرتاکسی بود

خلاصه اومدم جلو و سوار ماشینش کردم یه دفعه یه فکری مثل برق توذهنم جرقه زد

 بله شیطان خوب بلده کجاواردبشه ازچندتاخیابون عبورکردم ورسیدم به میدون ورفتم

 سمت خونه مجردیمون خانمه که دید مسیری که اون گفته بودنمیرم گفت نگهدارومنم 

سرعتوبیشترکردموهرچی جیغ ودادمیزدتوجه نمیکردم شانس آوردم

 درهای ماشین قفل مرکزی داشت وگرنه خودشومینداخت پایین

خلاصه، بردمش توی اون خانه ی مجردی
 ...
... اینم مثل بید میلرزید و گریه میکرد و میگفت بابا مگه تو غیرت نداری؟ آخه شب عاشوراست!!!
! بیا به خاطر امام حسین حیا کن
گفتم برو بابا امام حسین کیه؟ اینارو آخوندا درآوردند، این عربها با هم دعواشون شده به ما ربطی نداره
خانومه که دیگه امیدی به نجات نداشت با گریه گفتش که: خجالت بکش من اولاد زهرام،

 به خاطر مادرم فاطمه حیا کن!!! من این کاره نیستم، من داشتم میرفتم مجلس عزای سیداشهداعزیز فاطمه

گفتم من فاطمه زهرا هم نمیشناسم، من فقط یه چیز میشناسم: جوانی، جوانی کردن
اینارو هم هیچ حالیم نیست من اینقدرغرق تواین کاراشدم مطمئنم جهنم میرم پس دیگه آب 

که ازسرگذشت چه یک وجب چه صدوجب خانمه که ازترس صداش میلرزی

د باهمون صدای لرزان گفت: تو ازخداوعذاب جهنم نمیترسی درسته ولی لات که هستی،

 غیرت لاتی داری یا نه؟من شنیدم لاتهااهل لوتی گری ومردونگی هستن
_ خودت داری میگی من زمین تا آسمون پر گناهم ، این همه گناه کردی

، بیا امشب رو مردونگی کن به حرمت مادرم زهرای مظلومه گناه نکن،
 اگه دستتو مادرم زهرا نگرفت برو هرکاری دلت میخواد بکن
آقامن که شهوت جلوچشاموگرفته بود هیچی حالیم نمیشداماباشنیدن کلمه زهرا
ی مظلومه که باصدای لرزان وهمراه باگریه اون زن همراه بود تنم لرزید آقایه لحظه بدنم یخ کرد غیرتی شدم

لباسامو پوشیدم و گفتم: یالا چادرو سرت کن ببینم، امشب میخوام تو

 عمرم برای اولین بار به حضرت زهرا اعتماد کنم ببینم این حضرت زهرا میخواد چیکار کنه مارو... یالا
سوار ماشینش کردم و اومدم نزدیک حسینیه ای که میخواست بره پیاده اش کردم
از ماشین که پیاده شد داشت گریه میکرد
همینجور که گریه میکرد و درو زد به هم، ورفت
 اومدم تو خونه و حالا ضد حال خوردیم و حالم خوب نبودداشتم حرفهای خانومه

 روکه مثل پتک توسرم میخوردتوذهنم مرورمیکردم
تو راه که داشتم میبردمش تا دم حسینیه، هی گریه میکرد و با خودش حرف میزد، منم میشنیدم چی میگه
اما داشت به من میگفت
میگفت: این گناه که میکنی سیلی به صورت مهدی میزنی، آخه چرا اینقدر

 حضرت مهدی رو کتک میزنی، مگه نمیدونی ما شیعه ایم، امام زمان دلش ازدست ما میگیره، اینارو میگفت
منم رانندگی میکردم.... واردخونه شدم
دیدم مادرم، پدرم، خواهرام، داداشام اینا همه رفتند هیئت
تو خانواده مون فقط لات من بودم
تلویزیونو که روشن کردم دیدم به صورت آنلاین کربلا را نشون میده

صفحه ی تلویزیون دو تکه شده، تکه ی راستش خود بین الحرمین 

و گاهی ضریحو نشون میده، تکه دومش، قسمت دوم صفحه ی تلویزیون

 یه تعزیه و شبیه خونی نشون میداد، یه مشت عرب با لباس عربی، خشن

، با چفیه های قرمز، یه مشت بچه ها با لباس عربی سبز، اینارو با تازیانه میزدند و رو خاکها میکشوندند
من که تو عمرم گریه نکرده بودم، یاد حرف این دختره افتادم گفتم واااااای یه عمره دارم تازیانه به مهدی میزنم
پای تلویزیون دلم شکست، گفتم یازهرای مظلومه دست منو بگیر
یازهرا یه عمره دارم گناه میکنم، دست منو بگیر
من میتونستم گناه کنم، اما به تو اعتماد کردم.
کسی تو خونه نبود، دیگه هرچی دوست داشتم گریه کردم توسروصورت خودم میزدم
گریه های چند ساله که بغض شده بود، گریه میکردم، داد میزدم، عربده میکشیدم،

 خجالت که نمیکشیدم چون کسی نبودیه حس عجیبی بهم دست داده بودکه توی 

همه عمرم تجربه نکرده بودم احساس میکردم سبک شدم احساس میکردم تازه متولدشدم....
نیمه شب بود، باصدای بازشدن قفل در ازخواب بیدارشدم همون پای تلویزیون
 خوابم برده بودپدر و مادرم از حسینیه آمدند
تا مادرم درو باز کرد، وارد شد تو خونه، تا نگاه به من کرد (اسمم رضاست)،
 یه نگاه به من کرد گفت: رضا جان حالت خوبه؟چراچشمات قرمزه چراصورتت قرمزشده

 گفتم چیزی نیست گفت صدات چراگرفته همه نگران بودن دورموگرفته بودن 
گفتم چیزی نیست امشب براامام حسین عزاداری کردم همه ازتعجب مات مونده بودن 

مادرم گریه میکرد وخداروشکرمیکردمیگفت ممنونم خداکه دعاهای منومستجاب کردی و.....
افتادم به پای پدر و مادرم، گریه.... تورو به حق این شب عاشورا منو ببخشید
من اشتباه کردم
بابام گریه میکردمادرم گریه میکرد خواهروبرادرام....
صبح عاشورا، زنجیرو برداشتم و پیرهن مشکی رو پوشیدم و رفتم سمت حسینیه محلمون
تو حسینیه که رفتم، میشناختند، میدونستند من هیچوقت اینجاها نمیومدم
همه یه جوری نگام میکردن
سرپرست هیئت آدم مسنیه
آمد و پیشونیمو بوسید و بغلم کرد و گفت رضاجان خوش آمدی، منت

 سر ما گذاشتی منم خجالت میکشیدم آخه یه عمرباعث اذیت وآزارمردم اون محله بودم...رفتم تودسته و

هی زنجیر میزدم وبه یاد اون سیلی هایی که به مهدی زده بودم گریه میکردم

هی زنجیر میزدم به یاد کتکایی که با گناهانم به امام زمان زدم گریه میکردم

جلسه که تمام شد، نهارو که خوردیم، سرپرست هیئت منو صدا زد

 گفت: رضاجان میای کربلا؟ گفتم: کربلا؟!! من؟!!! من پول ندارم!!!
گفت نوکرتم، پول یعنی چی؟ خودم میبرمت
هنوز ماه صفر تموم نشده بود دیدم بین الحرمینم زدم تو صورتم گفتم
 حسین جان میخوای با دل من چکار کنی؟
زهراجان من یه شب تو عمرم به تو اعتماد کردم، کربلاییم کردی؟
 بی بی جان من یه عمرزیربارگناه مرده بودم توزنده ام کردی؟
اومدم ضریح آقا رو گرفتم، ضریح امام حسینو، گریه کردم. داد میزدم

، حسین جان، حسین جان، دستمو بگیر حسین جان، پسر فاطمه دستمو بگی
ر، نگذار برگردم دوباره نذاردوباره راهموگم کنم.....
سرپرست هیئت کاروان زیارتی داره داره، مکه مدینه میبره. یه روزتومسجدمنودیدصدام

 زدرضاجان میای به عنوان خدمه بریم مدینه، گفت همه کاراش با من، من یکی از خدمه هام مریض شده
خلاصه آقا چندروزه ویزای مارو گرفت، یه وقت دیدیم ای بابا سال تمام نشده تو قبرستان بقیع
، پای برهنه، دنبال قبر گمشده ی زهرا دارم میگردم
گریه کردم: زهرا جان، بی بی جان، با دل من میخوای چکار کنی؟ من 

یه شب به تو اعتماد کردم هم کربلاییم کردی هم حاجی!!!
خلاصه  دیگه شغل پیداکردمو اهل کاروزحمت شده بودم رفیقای اون چنینی را گذاشته بودم کنار و آبرو پیدا کردم
یه مدتی، دو سالی گذشت
همه ماجرا یه طرف، این یه قصه که میخوام بگم یه طرف
مادر ما گفت: رضاجان حالا که کار داری، زندگی داری، حاجی هم شدی، مکه هم رفتی،

 کربلایی هم شدی، نوکر امام حسین هم شدی، آبرو پیدا کردی، اجازه میدی بریم برات خواستگاری؟
گفتم هرچی نظرشماست مادر،من روحرف شماحرف نمیزنم
رفتند گفتند یه دختری پیدا کردیم خیلی دختر مومنه و خوبیه خلاصه رفتیم خواستگاری
پدر دختر تحقیقاتشو کرده بود.
منو برد توی یه اتاق و درو بست و گفت: ببین پسر من میدونم کی هستی. اما دو

 سه ساله نوکر ابی عبدالله شدی. میدونم چه کارها و چه جنایات و .... همه ی اینارو میدونم

، ولی من یه خواهش دارم، چون با حسین آشتی کردی دخترمو بهت میدم نوکرتم هستم.

 فقط جان ابی عبدالله از حسین جدا نشو. همین طوری بمون.
 من کاری با گذشته هات ندارم. من حالاتو میخرم. من حالا نوکرتم.
منم بغلش کردم پدر عروس خانم را، گفتم دعا کنید ما نوکر بمونیم.
گفت از طرف من هیچ مانعی نداره، دیگه عروس خانم باید بپسنده و خودتون میدونید
گفتند عروس خانم چای بیارند. ما هم نشسته بودیم. پدرمون، خواهرمون، مادرمون

، اینها همه، مادرش، خاله اش، عمه اش، مهمونی خواستگاری بود دیگه

عروس خانم وقتی باسینی چای وارد شدیه نگاه به من کرد، یه وقت گفت:
یا زهرا!!!!!
سینی از دستش ول شد و گریه و از سالن نرفته خورد روی زمین...
مادرش، خاله اش، مادر من، خواهر ما رفتند زیر بغلشو گرفتند و بردنش توی اتاق
من دیدم فقط صدای شیون از اتاق بلنده
همه فقط یک کلمه میگن: یا زهرا!!!
منم دلم مثل سیر و سرکه میجوشید، چه خبره! مادرمو صدا زدم، گفتم مادر چیه؟
گفت مادر میدونی این عروس خانم چی میگه؟
گفتم چی میگه؟
گفت: مادر میگه که....
دیشب خواب دیدم حضرت زهرا اومده به خواب من، عکس این پسر شمارو نشونم داده، 

گفته این تازگیا با حسین من رفیق شده....
به خاطر من ردش نکن
مادر دیشب حضرت زهرا سفارشتو کرده....
به خدا جوونا اگر رفاقت کنید، اعتماد کنید، اهل بیت آبروتون میده، دنیاتون میده، آخرتتون میده
ای آبرودار آبرویم را بخر٬ جان زهرا از گناهم درگذر... یازهرا...




ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مرداد 1393 توسط نرگس
به نام خدا

شاهین نجفی که چندی پیش به امامان شیعه هتاکی کرده بود

 و خشم ارادتمندان به اهل بیت علیه السلام را به دنبال داشته است؛

 این بار دایره گستاخی خود را افزایش داد.

نام برده که در پی خواندن این آهنگ های موهن 

، از سوی مراجع عظام تقلید ازجمله آیت الله العظمی صافی گلپایگانی مرتد و

 واجب القتل اعلام شده بود ، به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اهانت کرد.

این خواننده هتاک با منتشر کردن آهنگی به نام " متنفرم " علیه امام سوم شیعیان

 ، علنا بیزاری خود را از مکتب تشیع اعلام داشته است.

شیعیان مولا بازنشر دهند تا همگان از این موضوع مطلع گردند.

بر این خائن حرامزاده لعنت...


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مرداد 1393 توسط نرگس

پیش‌بینی خارق العادۀ حضرت علی (علیه السلام)

 

از  پیدایش "داعش"

 

 

حضرت علی(ع) چگونه ظهور داعش را پیش بینی کردند؟


اخبار حاکی از آن است که از ابتدای حمله تمام عیار گروه تروریستی - تکفیری "داعش" به نقاط مختلف عراق تاکنون ارتش عراق موفق شده 3156 تروریست را به قتل برساند.


بر اساس بیانیه ای که توسط وزارت دفاع عراق منتشر شده، نام سرشناس ترین تروریست های کشته شده توسط ارتش عراق، عبارتند از:

ابو ایوب الصومالی؛
ابو یمامه الدوسری؛
ابو زینة اللیبی؛
حامد اسمعیل الصبیحی؛
ابو حفصة الانباری؛
ابو انس الشامی؛
ابو بکر الشیشانی.

لازم به ذکر است، حضرت امیر المومنین علی علیه السلام1400 سال پیش فرمودند:

"إذا رأیتم الرایات الاسود فالزموا الأرض ولا تحرکوا أیدیکم ولا أرجلکم ثم یظهر قوم ضعفاء لا یُوبه لهم قلوبهم کزُبَر الحدید هم أصحاب الدولة لا یفون بعهد ولا میثاق یدعون إلى الحق ولیسوا من أهله "أسماؤهم الکنى ونسبتهم القرى” حتى یختلفوا فیما بینهم ثم یؤتی الله الحق من یشاء..."

منبع: (نقل از کتاب "احقاق الحق و ازهاق الباطل)


ترجمهزمانی که پرچم های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید


سپس قومی ضعیف ظاهر می شوند که قلب هایشان مانند براده های آهن سخت است،
آنها وفادار به هیچ عهدی نیستند،
  به حق فرا می خوانند در حالیکه از حق نیستند،
اسامی شان، کنیه و نسبت هایشان از نام شهرها گرفته شده؛
  تا اینکه در بین خود اختلاف نظر پیدا می کنند
و خداوند خداوند حق را به کسی که بخواهد عطا می کند"


1



 گفته می شود این سخن و مفهوم آن تماما با تروریست های "داعش" منطبق است :


1-کسانی که پرچم های سیاه دارند،

2- اسامی شان، کُـنیه است مانند "ابو مصعب، ابوالبراء و..."

3- و نسبت‌هایشان به شهرها می رسد مانند "البغدادی، الشّامی، الأنباری و..." .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مرداد 1393 توسط نرگس

...

من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم

دردم این است چرا این همه تنها ماندم؟!


یک نفر نیست به داد منِ تنها برسد؟

در پی «راه بلد» در دل صحرا ماندم


حلّ این مشکل امروز به دست فرداست

چند سالی است که در حسرت فردا ماندم


در حقیقت شده آیا که بپرسم از خود

چه قدَر منتظر یوسف زهرا ماندم؟!


من به دنبال تو امّا تو کنارم هستی

آه ... من با لب تشنه، لب دریا ماندم


چه کسی گفته که تو غایبی آقا؟! غلط است

منِ آلوده در این غیبت کبری ماندم


نوکری روسیهم ... جای تعجّب دارد

با تمام بدی ام باز هم «آقا» ماندم


یا بگویید:«بیا» یا که بگویید: «برو»

خسته ام بس که در این «شاید و امّا» ماندم


پسر فاطمه! نگذار که ناکام شوم

جلوه کن منتظر جلوه ی طاها ماندم


کربلا ... پای پیاده ... چه قدَر می چسبد

من که امسال هم از کرب و بلا جا ماندم


"شاعر: محمد فردوسی"




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مرداد 1393 توسط نرگس


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 مرداد 1393 توسط نرگس

اطلاعیه 

!!!... توجه توجه...!!!

.
.
.


شخصی به نام علی اکبر تهرانی که شاید بعضی از شما وی

 

را بشناسید، در تهران جلسات وعظ و سخنرانی و ... دارد و برای

 

خودش دسته و دنباله و مریدانی جمع کرده است. متاسفانه کار این

 

جلسه، و مریدان این آقا (و نوه اش زهرا تهرانی) به جاهای بسیار

 

زشت و زننده و غلو نفرت آور رسیده است. به نظر از حد کفر و شرک هم گذشته اند

 

؛ و ای بسا بعضی از اظهاراتشان حکم ارتداد داشته باشد.

 

این آقای تهرانی، فردی بی سواد است، و در جلسات خود ترجمه قرآن

 

و روایات را می خواند و حرف های عمومی می زند؛ ولی به خاطر

 

ظاهر عوام فریبی که دارد و صدا و سخنرانی اش، و احساسات و

 

 خیالات و هیجاناتی که برمی انگیزد، عده ای از مردم پاک سرشت

 

و معنویت دوست را ، به خود جلب کرده و به تدریج در حلقه خود

 

منجذبساخته و فریبگرانه آنها را به روش های مختلف به گونه ای

 

بارمی آورد که جز خود او به هیچ کس اعتماد و اطمینانی نکنند

 

و او را حق مطلق بشمارند و دیگران را باطل مطلق و جهنمی.

 

آنها در این حب و بغض به جایی رسیده اند که او را ولی خود،

 

چهارده معصوم و حتی گاهی و به دلالت برخی از عباراتشان

 

، برتر از چهارده معصوم می شمارند و برای او ولایت قائل اند

 

و او و نوه اش زهرا تهرانی را با عناوینی چون حضرت و علیه السلام

 

 و سلام الله علیها خطاب می کنند. و دیگران را جهنمی و کافر

 

 و حرامزاده و نجس و ... می دانند.

 

.

.

.


آخه یکی نیست بگه حروم زاده ها...نجست شما و پیروانتونید...

.

.


به امام حسین که باید اینارو کشت...نمیدونم چه جوری تا الان زنده موندن...

.


.

خوداییش بقیش رو بخونید و تو تموم وبلاگ ها و سایت هاتون


 بذارید...واسه تسلی دل امام زمان هم که شده اینو منتشر 


کنید....



 

جهان در پناه دعای شماست...هه هه هه....کلی خندیدیم....
.
.
.

هر گونه کپی برداری از مطالب این وبلاگ...با ذکر 3

 صلوات برای ظهور آقا ،شرعا و عرفا مجاز میباشد...



 خود آقای تهرانی، اخیرا ماجرای خوابی را (که به نظر می رسد

 

 به احتمال بسیار قوی، از مکر ها و صحنه سازی های همان

 

 نوه اش بوده) نقل می کند و طبق آن، خود را صاحب مقام ولایت

 

 می شمارد که بهشت و جهنم به دست اوست و هر که با او

 

 موافق باشد، بهشتی و هر که با او مخالف باشد جهنمی است.

 

  غیر از این، القاب بسیار دیگری نیز که مخصوص معصومین ع

 

 بودهو در روایات آمده است را به او نسبت داده اند. شاگردانش

 

 ، وی را یگانه منجی عالم بشریت دانسته بودند کسی که

 

 علی ع در اذانش، به ولایت او شهادت می دهد و.... در جاهای

 

 دیگری،قرآن و اهل بیت را نشسته در پای منبر او توصیف کرده

 

    بودندو غلو های دیگری از این قبیل.

 

 هدف از نشراین اطلاعیه این است که برادران و خواهران عزیز درباره

 

 جریان های این چنینی مراقب باشند که هم روشنگری و هر اقدامی که

 

 لازم می بینندانجام دهند و هم اینکه جزو طرفداران یا مویدان یا مبلغان

 

 او و فرقه اش قرار نگیرند ...لطفا به عنوان نمونه، لینک زیر را ملاحظه بفرمایید

 

 و اگر صلاح دانستیدتا جایی که می توانید، در مقابله با این جریان نا مبارک

 

   هر اقدامی که از دستتانبر می آید انجام دهید، ولو در حد یک کامنت

 

     گذاشتن. البته اگر کامنتتان تایید شود...

 


        http://ommeabiha3.blogfa.com/



     وبلاگ های زیر هم جهت مبارزه با این فرقه ایجاد شده است.

 

             http://aglesalim.blogfa.com/>>>عقل سلیم


                                   

              http://nagde-aliakbar.blogfa.com/>>>تافته جدا بافته


 

           http://galbesalem92.blogfa.com>>>قلب سلیم

 


   درسایت فتن (نقد فتنه گران مذهبی) شیخ علی اکبر تهرانی

 

مورد نقدوبررسی قرار گرفته است.‌

 

 


http://www.fetan.ir/question/?qa=792/شیخ-

علی-اکبر-

تهر%D

 






خدایا... طورو به زهرای مرضیه نسل اینا رو از رو کره ی زمین بکن.....


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 مرداد 1393 توسط نرگس
*عربستان اعلام کرد اگرتا 48 ساعت آینده اسرائیل

 حملات خود را متوقف نکند صادرات نفتی خود را قطع خواهد کرد... 



*مصر اعلام کرد تا 48 ساعت آینده در صورتی که اسرائیل

 جنگ را تمام نکند به این رژیم حملهنظامی خواهد کرد. 


*اردن تمام مرز های خودش را به روی مجاهدان فلسطینی همراه با سلاح باز کرد



*قطر جریان گاز خود را قطع و میلیارد ها دلار را به سمت مجاهدان فلسطینی روانه کرد.... 



*ترکیه اعلام کرد با سوریه برای کمک به فلسطین به تفاهم رسیده است


 و سفیر این رژیم رااخراج کرده است....

.

.

.

.

بس است از خواب بیدار شوم چه خواب های عجیبی دیدم که

 امکان وقوع آن ها در نظر من مانند حکم رد شدن شتری از سوراخ سوزن است....




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 مرداد 1393 توسط نرگس
غیرت این نیست بری بخاطر دوستت دعوا کنی...! غیرت این نیست فحش ناموس به بدخواه دوستت بدی!غیرت بخدا اینا نیست غیرتو هر کسی یه معنی میکنه اما من دوست دارم اینطور معنی کنم غیرت یعنی اینکه :وقتی "صـــدام" اعلام کرد:به هر کلاغ ایرانی که بتواند به 50مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود یک سال حقوق پرسنلی نیروی هوایی عراق را به اون جایزه میدهم ....!

دقیقا 150 دقیقه بعــــد|||دوران،حیدریان و یاسینی||| نیروگاه بصره را بمباران کردنـــــد....! این است غیرتی که ما ازش دم میزنیـــم....!


عکس تصویر متحرک: لحظه جالب برخورد هواپیما با ابرها



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 مرداد 1393 توسط نرگس
*به سلامــــتیش*

هرچه دوستش به او گفت :

غلامرضا خم شو ، فایده ای نداشت

بعد از مراسم ازش پرسیدن ، چرا خم نشدی

برایت دردسر میشود ، او شاه مملکت است

گفت هر که میخواهد باشد :

تختی فقط برای بوسیدن دست مادرش خم میشود. . .!




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 مرداد 1393 توسط نرگس



علی عدنان ۲۰ ساله تیم ملی عراق و عضو باشگاه ریزاسپور ترکیه است و در سال ۲۰۱۳ به عنوان برترین فوتبالیست جوان آسیا انتخاب شد و به او لقب «روبرتو کارلوسِ عراقی» و «گرث بیلِ آسیا» را داده اند.
این روزها دو تیم مطرح تاتنهام انگلیس و آس رم ایتالیا برای جذب او پیشنهاد 2 میلیون یورویی ارائه داده اند و این درحالی است که تیم رم به جذب او تمایل زیادی دارد و مسئولان رم زمان زیادی است منتظر پیوستن او به این تیم هستند.
اما علی عدنان این روزها با دست گرفتن سلاح به جمع داوطلبان دفاع از کشور در مقابل تروریست‌های داعش پیوسته است و پیشنهاد این تیم ها را بی پاسخ گذاشته است.
او در این باره گفت:«بازیکنان تیم ملی همگی از امروز خود را سربازانی می دانند که آمادگی کاملی برای دفاع از سرزمین عراق هستند».